۱۳۹۳ دی ۱۰, چهارشنبه

تورات

تَوْرات (به عبری: תּוֹרָה) (تلفظ عبری: توراه)؛ نامی است عبری که به پراهمیت‌ترین نوشتار یهود داده شده و به باور آنان به‌وسیله یهوه (خداوند) به موسی وحی شده‌است.

در قرن دوم یا سوم قبل از میلاد تورات به زبان «یونانی کوئیس» ترجمه شد و در طی قرن‌ها بقیه کتاب نیز ترجمه شدند. این ترجمه را سپتانت یا سبعینه می‌نامند و توسط یهودیان یونانی‌زبان و سپس مسیحیان بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. درنهایت تعدادی متن بسیار مشابه تهیه شد که به هر یک از آنها متن‌های مازورتی (TM) می‌گویند.
مازورت‌ها «حروف صدادار» (با نام «نیکود») را به متن اضافه کردند تا متن اصلی از یکنواختی خارج شود.
برخی از این ملحقات در زبان یونانی به متن اصلی اضافه شده و بقیه هم ترجمه‌های عبری کتاب‌ها و متونی هستند که در متون مازورتی وجود نداشته‌اند. کشفیات جدید نشان می‌دهد که بیشتر مطالعات سپتاجینت منشا عبری دارند درحالیکه دست نوشته کاملی از متون عبری وجود ندارد که سپتاجینت برپایه آن شکل گرفته‌است اما بسیاری از متفکران معتقدند که متون عبری یک «جهش» متن از متن اصلی متون مازورتی را به تصویر می‌کشند.
همچنین یهودیان ترجمه‌های آزادی را به زبان آرامی تهیه کردند که آنها را ترجم می‌نامیدند. سپتاجینت (ترجمه یونانی که توسط الکساندر در مصر و در دوران حکومت تولمائیک‌ها انجام شد ) در مقابل متن مازورتی مورد توجه کمتری قرار گرفت تامتن مازورتی بتوان به عنوان متن اصلی عهد عتیق برای ترجمه به زبان‌های غربی عرض‌اندام کند واین روند از زمان ترجمه کتاب ولگاته توسط جروم تاکنون ادامه یافت. در مسیحیت شرقی هنوز ترجمه‌هایی وجود دارند که متن اصلی آن سپتاجینت بوده‌است دربرخی از ترجمه‌های غربی مدرن از سپتاجینت برای تشریح بخش‌هایی از متن مازورتی که به نظر می‌رسید در هنگام نوشتن با غرض ورزی نویسندگان روبرو شده و تحریف شده استفاده می‌شود همچنین گاهی دراین ترجمه‌ها از متن پیمایش دریای ساکن نیز استفاده شده‌است.
تعدادی از کتب تثنیه مقدس که بخشی از سپتاجینت یونانی هستند اما درکتاب مقدس عبری وجود ندارند را آپوکریفا می‌نامند. اغلب پروستان‌های مدرن آپوکریفا رابه عنوان کتب مقدس در نظر نمی‌گیرند اگر چه حدود سال ۱۸۲۰ کتب مقدس پروتستان این مطالب را درخود جای داده بودند. با این وجود اغلب مسیحیان ( شامل اعضا کلیسای کاتولیک روم، کلیسای ارتدوکس شرق و کلیساهای ارتدوکس خاور ) آپوکریفا را بخشی از عهد عتیق می‌دانند. کلیسای کاتولیک روم هفت کتاب از این دسته شامل (کتاب توبیت، کتاب جودیت، مکابیان ۱، مکابیان ۲، خرد سلیمان، کتاب واعظ وکتاب باروخ و همچنین بخش‌هایی ازکتاب استر وکتاب دانیال را جزء عهد عتیق می‌داند. کلیساهای ارتدوکس تعدادی کتاب دیگر مانند مکابیان ۳، زبور ۱۵۱-155، اسدراس ۱، اودس، زبور سلیمان و گاهی مکابیان ۴ را در این عهد قرار می‌دهند.

۱۳۹۳ آذر ۱۷, دوشنبه

کلیسای وانک

کلیسای وانک یا آمنا پرکیچ (به ارمنی Սուրբ Ամենափրկիչ Վանք - به انگلیسی Holy Savior Cathedral)، به معنی (کلیسای نجات دهنده مقدس)، نام کلیسایی است در محله جلفا (اصفهان)، که از نام کلیسای «سورپ آمِناپرکیچ وانک» جوغا در نخجوان گرفته شده‌است. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان می‌باشد و در زمان شاه عباس دوم ساخته شده‌است. وانک در زبان ارمنی به معنی صومعه است.










«پس از خروج از ایروان، شاه عباس دستور داد سپاهیانش عقب‌نشینی کنند و تمامی شهرها و روستاهای سر راهشان را تا مرزهای ایران ویران سازند تا به این ترتیب مانع از تعقیب سریع سپاهیان عثمانی شوند. آنها به هر شهر و روستایی که می‌رسیدند خانه‌ها را ویران می‌کردند، مزارع را آتش می‌زدند، دام‌ها را هلاک می‌ساختند و ساکنان آنجا را وادار به ترک خانه هایشان می‌کردند و آنان را کوچ می‌دادند. هر کس در مقابلشان ایستادگی می‌کرد و حاضر به رفتن نمی‌شد یا اینکه توان رفتن نداشت محکوم به مرگ بود. بدین ترتیب، سپاهیان شاه عباس اکثر شهرها و روستاهای ارمنی نشین واقع در دشت آرارات را ویران کردند و سکنهٔ آن مناطق را به مقصد ایران با خود همراه ساختند.
هنگامی که این جمیعت به واغارشاپات رسیدند به شاه عباس خبر رسید که دسته‌ای از سپاهیان عثمانی در حال نزدیک شدن به آنان هستند. شاه عباس که می‌دانست با این جمیعت انبوه از مردم بی دفاع نخواهد توانست در برابر این سپاهیان بایستد و بجنگد به سرداران لشکرش دستور داد که دسته‌های مردم را با سرعت بیشتری حرکت دهند؛ بنابراین، آن تعداد از جمیعت که قادر به حرکت نبودند، از جمله پیران و بیماران و کودکان، ناگزیر ماندند و پر واضح است که به چه سرنوشتی گرفتارآمدند. بالأخره، شاه عباس به همراه جمعیت مهاجر ارمنی به جلفا رسید. اکنون باید از رودخانهٔ ارس عبور می‌کردند. دوباره به شاه عباس خبر دادند که سپاه عثمانی به نخجوان رسیده است. با شنیدن این خبر شاه عباس که می‌دانست فرصت زیادی ندارد به سپاهیان خود دستور داد تا مردم را وادار به عبور هر چه سریع تر از رودخانه کنند. رودخانه خروشان بود و خطرناک و مردم یا باید عبور می‌کردند یا در آنجا منتظر رسیدن قشون عثمانی می‌ماندند که در آن صورت مرگشان حتمی بود. به ناچار عبوراز رودخانه را انتخاب کردند.»[۱]
از حدود سیصد و پنجاه هزار تن از ارمنیان به تعداد سیصد هزار تن از آنان در رودخانه غرق شدند. اگر چه شاه عباس بخش اعظمی از ساکنان ارمنی شهرها و روستاهای ارمنستان را به ایران کوچ داد، اما این بدان معنا نبود که این سرزمین‌ها خالی از سکنه شدند. هنوز بسیاری از ارمنیان در شهرها و روستاهای این نواحی سکونت داشتند که از آن پس تا نیمه اول سده نوزدهم زندگی آنها کم و بیش دستخوش حوادث و تهاجم‌های ناگوار است.
ارمنیان پس از استقرار در جلفای اصفهان، درصدد ایجاد تأسیسات اجتماعی و بناهای مذهبی خود بر آمدند و با سرمایه‌های نقدی و خودیاری مردم نخست به ساختن کلیسای وانک، نظیر همان کلیسایی که در جوغا داشتند و با همان نام همت گماشتند. همزمان با ساختن وانک، کلیسای کوچکی نیز در بخش جنوب غربی آن ساختند. این کلیسا مدت پنجاه سال مورد استفاده روحانیون قرار گرفت. در سال ۱۶۵۵ میلادی در محل کلیسای مزبور شروع به ساختن کلیسای فعلی کردند و در سال ۱۶۶۴ میلادی آن را به پایان رساندند. بر سردر ورودی وانک، طرح کلیسا بر روی سنگ حجاری شده و کتیبه‌ای به این شرح به چشم می‌خورد:
«وانک آمناپرکیج و مقر اسقف اعظم ارمنیان ۱۶۰۶ میلادی»
پس از اتمام بنای کلیسا، کتیبه‌ای با کاشی لاجوردی و به خط طلایی بر سردر ورودی غربی کلیسا نصب کردند که حاوی تاریخ آغاز و اتمام بنای کلیسا می‌باشد. در کتیبه مزبور چنین نوشته شده است:
«کلیسای وانک آمناپرکیج در سال ۱۶۵۵ میلادی در زمان پادشاهی شاه عباس دوم و جاثلیقی «فیلیپوس» و پیشوائی خلیفه «داوید» و به یاری مردم خیر جلفا شروع شد و در سال ۱۶۶۴ میلادی به پایان رسید. ثواب عباداتی که در این کلیسا انجام می‌شود نصیب آنهایی که در قید حیاتند و یا در گذشته‌اند شود.»