۱۳۹۴ شهریور ۹, دوشنبه

کتاب مقدس لوق

آنقدر دعا کنید تا جواب دعایتان داده شود. آنقدر بجویید تا بیابید. آنقدر در بزنید تا باز شود. زیرا هر که درخواست کند بدست خواهد آورد, هر که جستجو کند خواهد یافت, و هر که در بزند در برویش باز خواهد شد


۱۳۹۴ شهریور ۴, چهارشنبه

آیا عیسی مسیح ازدواج کرده بود؟

عیسی مسیح قطعا ازدواج نکرده بود. امروزه افسانه های رایجی در مورد ازدواج عیسی مسیح با مریم مجدلیه وجود دارد. این افسانه کاملا نادرست اند و هیچ پایه و اساس مذهبی یا تاریخی ندارد ومطابق کتاب مقدس نیستتد. در حالی که چند انجیل عرفانی به رابطه ای نزدیک بین عیسی و مریم مجدلیه اشاره می کنند، هیچ یک از آنها به طور خاص بیان نمی کند که عیسی با مریم مجدلیه ازدواج کرده بود، و یا هیچ گونه رابطهٔ عاشقانه ای با او داشت. نزدیک‌ترین مطلب در این موضوع، آنست که یکی‌ از آنها اشاره می‌کند که عیسی مسیح مریم مجدلیه را بوسید، که به سادگی‌ قابل اشاره به یک بوسه‌ از سر محبت است. افزون بر این، حتی اگر اناجیل عرفانی مستقیماً بیان می کردند که عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده بود، به هیچ وجه قابل اتکا‌ نبود، زیرا ثابت شده است که همهٔ اناجیل عرفانی اختراعاتی جعلی برای ایجاد تصویری عارفانه از عیسی مسیح اند.

اگر عیسی ازدواج کرده بود، کتاب مقدس آن را به ما می گفت ، و یا چند گزاره بدون ابهام در مورد این واقعیت وجود داشت. کتاب مقدس درمورد چنین مسئله مهمی به طور کامل ساکت نمی ماند.کتاب مقدس به مادر عیسی، پدر خوانده، برادر خوانده و خواهر خوانده های او اشاره می کند. چرا ذکر این واقعیت که عیسی مسیح همسر داشته است را نادیده گرفته است؟ کسانی که بر این باورند یا آموزش می دهند که عیسی ازدواج کرده بود، این کار را برای این انجام می دهند که تلاش کنند به او بیشترجنبهٔ انسانی‌ ببخشند، او را معمولی تر و مانند بقیه نشان دهند. مردم در حقیقت نمی خواهند باور داشته باشند که عیسی خدا در جسم بود (یوحنا ۱: ۱، ۱۴، ۳۰:۱۰ ). بنابراین، آنها افسانه هایی در مورد عیسی مسیحی که ازدواج کرده بود، فرزند داشت، و همانند یک انسان عادی بود را اختراع و باور کرده اند.

سوال دوم این خواهد بود که، "آیا عیسی مسیح می‌شد که ازدواج کرده باشد؟". هیچ گناهی در مورد ازدواج کردن وجود ندارد. هیچ گناهی در مورد داشتن رابطه جنسی در ازدواج وجود ندارد. بنابراین، بله، عیسی می توانست ازدواج کرده باشد و هنوز هم برهٔ بی‌گناه خدا و نجات دهنده جهان باشد. در حالی که، هیچ دلیلی بنا به کتاب مقدس مبنی بر این که عیسی ازدواج کرده بود وجود ندارد. این البته مورد بحث نیست. کسانی که باور دارند که عیسی ازدواج کرده بود معتقد نیستند که او بی گناه بود، و یا او مسیح موعود بود. ازدواج و داشتن فرزند دلایلی نیستند که به خاطر آنها خدا عیسی را فرستاد. مرقس ۱۰ : ۴۵ به ما می گوید که چرا عیسی آمد: "چنانکه پسر‌انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی به‌عوض بسیاری بدهد ".

۱۳۹۴ مرداد ۳۰, جمعه

آیا عیسی برادر و خواهر داشت؟

به برادران عیسی در آیات متعددی از کتاب مقدس اشاره شده است. متی ۴۶:۱۲ ، لوقا ۱۹:۸ و مرقس ۳۱:۳ عنوان می کند که مادر و برادران عیسی آمدند تا او را ببیند. کتاب مقدس به ما می گوید که عیسی چهار برادر داشت: یعقوب، یوسف، شمعون , یهودا (متی ۵۵:۱۳ ). کتاب مقدس هم چنین به ما می گوید که عیسی خواهر داشت، اما نام و تعداد آن‌ها را ذکر نمی‌کند (متی۵۶:۱۳ ).در یوحنا ۱۰:۷-۱، برادران او به جشن عید رفتند در حالی که عیسی نرفت. در اعمال رسولان ۱۴:۱ ، برادران و مادر او در حال دعا با شاگردان توصیف شده اند. غلاطیان ۱۹:۱ اشاره می کند که یعقوب برادر عیسی بود. طبیعی ترین نتیجه این نقل قول‌ها این است که تفسیر کنیم عیسی واقعا خواهران و برادران ناتنی خونی داشت.

برخی از کاتولیک ها ادعا می کنند که این "برادران" در واقع عموزاده های عیسی بودند. با این وجود، در هر مورد، واژهٔ یونانی مختص برای "برادر" استفاده شده است. در حالی که آن کلمه می تواند به دیگر اقوام اشاره کند، معنی عمومی و تحت اللفظی آن برادر جسمانی است. کلمه ای یونانی برای "پسر عمو" وجود داشته، ولی استفاده نشده است. علاوه بر این، اگر آنها عموزاده های عیسی بوده اند، چرا آنها اغلب همراه با مریم، توصیف شده اند؟ هیچ چیز در موضوع آمدن مادر و برادرانش برای ملاقات او به اینکه آنها هر کسی غیر از برادران ناتنی، واقعی و خونی او بوده‌اند اشاره نمی کند.

بحث دومی که کاتولیک ها مطرح می‌کنند این است که برادران و خواهران عیسی، فرزندان یوسف از ازدواج قبلی او بوده اند. تمامی این تئوری که یوسف به طور قابل توجهی از مریم بزرگتر بود، قبلا ازدواج کرده بود، فرزندان متعدد داشت، و پیش از آن که با مریم ازدواج کند همسرش را از دست داده بود، ابداعی است و مأخذ آن کتاب مقدس نیست. ایراد این تئوری این است که کتاب مقدس به اینکه یوسف قبل از ازدواج با مریم، ازدواج کرده بود و یا فرزندانی داشت حتی اشاره هم نمی کند. اگر یوسف حداقل شش فرزند قبل از ازدواج با مریم داشت، چرا به آنها در سفر یوسف و مریم به بیت لحم (لوقا۷:۲-۴ ) و یا سفر آنها به مصر (متی ۱۵:۲-۱۳) و یا سفر بازگشت آنها به ناصریه (متی ۲۳:۲-۲۰ ) اشاره نشده است؟

هیچ دلیلی بر مبنای کتاب مقدس وجود ندارد که ما را به این باور برساند که این خواهران و برادران هر کسی غیر از فرزندان واقعی یوسف و مریم باشند. کسانی که مخالف این عقیده هستند که عیسی برادران و خواهران ناتنی داشت، این عقیده را از خواندن کتاب مقدس بدست نیاورده اند، بلکه آن را از مفهوم پیش انگاشته ی بکارت دائمی مریم، که خود به وضوح بر خلاف کتاب مقدس است استنباط می کنند: " امّا با او (مریم) همبستر نشد تا او پسر خود را به دنیا آورد؛ و یوسف او را عیسی نامید (متی ۲۵:۱ )".عیسی برادران و خواهران ناتنی داشت، که فرزندان یوسف و مریم بودند. این آموزه ٔ روشن و بدون ابهام کلام خدا است.

۱۳۹۴ مرداد ۲۶, دوشنبه

آتئیسم یعنی چه؟

اِیتیِسِم دیدی است که در آن خدا وجود ندارد. اِیتیِسِم چیز جدیدی نیست. مزمور 14: 1، که داوود آنرا در هزار سال قبل از میلاد نوشت به اِیتیِسِم اشاره می کند: "احمق در دل خود می گوید که خدایی نیست." آمار اخیر نشان می دهد که تعداد بیشتری از مردم ادعا می کنند اِیتیِست یا بی خدا هستند.

آیا اِیتیِسِم واقعا آنطور که اِیتیِستها می گویند ایده ای منطقی است؟

چرا اِیتیِسِم وجود دارد؟ چرا خدا بسادگی خودش را به مردم ظاهر نمی کند تا وجودش ثابت شود؟ قطعا اگر خدا فقط ظاهر شود، دیگر نباید فکری کرد، بلکه همه به او ایمان خواهند داشت. مشکل اینجاست که این خواست خدا نیست که فقط مردم را قانع کند که وجود دارد. علاقة خدا در این است که مردم به او با ایمان اعتقاد داشته باشند (2 پطرس 3: 9) و هدیة نجات او را با ایمان دریافت کنند (یوحنا 3: 16). خدا بطور واضح وجود خود را بارها در عهد عتیق نشان داده است (پیدایش 6-9، خروج 14: 21-22، 1 پادشاهان 18: 19-31). آیا مردم ایمان داشتند که خدا وجود دارد؟ بله. آیا آنها از اعمال شریرانة خود بازگشت کرده و از خدا اطاعت کردند؟ نه. اگر کسی حاضر نیست وجود خدا را با ایمان قبول کند، یقینا حاضر نیست عیسی مسیح را با ایمان بعنوان نجات دهندة خود قبول کند (افسسیان 2: 8-9). علاقة خدا در این است که مردم مسیحی شوند نه اینکه فقط ایمان داشته باشند خدا وجود دارد.

کتاب مقدس به ما می گوید که وجود خدا را باید با ایمان قبول کرد. عبرانیان 11: 6 می گوید، "لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است زیرا هر که تقرب بخدا جوید لازمست که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا می دهد." کتاب مقدس به ما یادآوری می کند که ما برکت یافته هستیم وقتیکه با ایمان وجود خدا را باور کرده به او اعتماد می کنیم: "عیسی گفت ای توما بعد از دیدنم ایمان آوردی خوشا بحال آنانیکه ندیده ایمان آورند" (یوحنا 20: 29).

وجود خدا باید بوسیلة ایمان قبول شود، اما معنی آن این نیست که ایمان به خدا چیزی غیر منطقی است. با گفتن اینکه "خدا وجود ندارد" مثل این است که ادعا کنیم ما همه چیز را دربارة همة چیزهایی که وجود دارد می دانیم و در همه جای دنیا و کهکشان بوده ایم و شاهد همه چیز بوده ایم. البته هیچکدام از اِیتیِستها این ادعا را نمی کنند. اما بهر حال معنی حرف آنها وقتیکه می گویند خدا وجود ندارد همین است. اِیتیِستها نمی توانند مثلا ثابت کنند که خدا در مرکز خورشید، و یا زیر ابرهای مریخ، یا در جای بسیار دوری از دسترسی نباشد. از آنجایی که این مکانها خارج از دسترس ما هستند، پس نمی توان ثابت کرد خدا وجود ندارد. برای هر دو باور کردن و باور نکردن وجود خدا ایمان لازم است . اِیتیِسِم را نمی توان ثابت کرد، و وجود خدا باید با ایمان قبول شود. واضح است که مسیحیان ایمانی قوی به وجود خدا دارند و اعتراف می کنند که قبول وجود خدا امری است با ایمان. اما در عین حال ما این عقیده را که ایمان به خدا امری غیر منطقی است رد می کنیم. ما باور داریم که وجود خدا می تواند به وضوح دیده شود، می تواند بسیار نزدیک احساس شود، و فلسفی و علمی هم هست. "آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عمل دستهایش خبر می دهد. روز سخن می راند تا روز و شب معرفت را اعلان می کند تا شب. سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمی شود. قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون"(مزمور 19: 1-4).

۱۳۹۴ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

چرا من نباید اقدام به خودکشی کنم؟

قلب من همیشه نسبت به کسانی که میخواهند به زندگی خود پایان دهند می سوزد. اگر شما نیز هم اکنون چنین قصدی دارید، شاید این تمایل حاکی از حس نا امیدی و یأس باشد. شاید احساس میکنید که در ته چاهی افتاده اید و ایمان ندارید که بارقه های امید وجود دارد تا شرایط بهتر شوند. شاید به نظر می آید هیچ کس نمیتواند شما را درک کند و زندگی دیگر ارزش زیستن ندارد...
احساس خُرد شدن چیزی است که بسیاری آنرا در زندگی خود چشیده اند. زمانی که من در چنین چاهی بسر میبُردم، این سئوال در ذهنم خطور میکرد: "آیا این ارادۀ خداست که من در چنین شرایطی قرار گیرم؟ آیا خدا اینقدر کوچک است که من حقیر را یاری دهد؟ آیا مشکلات من برای خدا آنقدر بزرگ هستند که او نمیتواند آنها را حل کند؟
خُرسندم به شما عرض کنم که اگر هم اکنون اجازه دهید که خدا در زندگی شما واقعاً خدا باشد، به شما ثابت خواهد کرد که تا چه اندازه بزرگ است! "زيرا نزد خدا هيچ امری محال نيست" (لوقا 1: 37). شاید صدمات گذشته آثار ناگواری را در زندگی شما بر جا گذاشته اند؛ آثاری از قبیل حسّ سخت ترد شدگی و تنهایی. این شرایط منجر به دلسوزی برای خود، عصبانیت ، تلخی، افکار و اعمال انتقام جویانه، ترسهای ناسالم و غیره میشود. همه اینها مشکلاتی را در روابط مهم شما پدید میآورند. با این وجود، خود کشی باعث تخریب عزیزانتان (آنانی که هرگز قصد صدمه زدن به آنها را نداشتید) میشود. آنها در طول عمر خود با چنین صدمات احساسی مواجه خواهند بود.
چرا نباید اقدام به خودکشی کنید؟ دوست عزیز، مهم نیست که شرایط زندگی شما تا چه حد بد و ناگوار است؟ خدای محبتی در زندگی شما وجود دارد که برای شما انتظار میکشد تا اجازه بدهید او شما را از میان تونل یأس و ناامیدی به سوی نور حیرت آور خود هدایت کند . او امید قطعی شما است و نامش عیسی مسیح است.
این عیسی، فرزند بی گناه خدا، به وقت ترد شدگی و خورد شدن تو کنارت میایستد. اشعیای نبی درمورد او مینویسد: "او را نه صورتی و نه جمالی میباشد. و چون او را مینگريم، منظری ندارد كه مشتاق او باشيم. خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها و رنج ديده و مثل كسی كه رويها را از او بپوشانند؛ و خوار شده كه او را به حساب نياورديم. لكن او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را برخويش حمل نمود. و ما او را از جانب خدا زحمت كشيده و مضروب و مبتلا گمان برديم. و حال آنكه به سبب تقصيرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما كوفته گرديد. و تأديب سلامتي ما بر وی آمد و از زخمهای او ما شفا يافتيم. جميع ما مثل گوسفندان گمراه شده بوديم و هر يكی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جميع ما را بر وی نهاد" (اشعیا 53: 2- 6)
دوست عزیز، عیسی مسیح همۀ این مصائب را متحمل شد تا همۀ گناهان تو بخشوده شود! اگر بار عذاب وجدان بر شانه هایت سنگینی میکند، بدان اگر با فروتنی توبه کنی (ازگناهانت دست کشیده به خداوند نظر کنی)، او تو را خواهد بخشید. "پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجيد بنمايی" (مزمور 50: 15). هیچ کار تو برای مسیح آنقدر بد نیست که نتواند آنرا ببخشد. بعضی از خادمین بلند مرتبه در کتاب مقدس مرتکب گناهان بزرگی شده اند؛ مثل قتل (موسی)، زناکاری (داود پادشاه)، شکنجه جسمی و روحی (پولس رسول). اما با این وجود، آنها بخشوده شده و حیات نو و پرثمری در خداوند یافته اند. "مرا از عِصيانم به كلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر كن" (مزمور 51: 2). "پس اگر كسی در مسيح باشد، خلقت تازه ای است؛ چيزهای كهنه درگذشت، اينك همه چيز تازه شده است" (دوم قرنتیان 5: 17).
چرا نباید اقدام به خودکشی کنید؟ دوست عزیز، خداوند واقعاً حاضر است تا زندگی شکست خوردۀ تو را ترمیم نماید. یعنی همین زندگی کنونی ات، که میخواهی آنرا با خودکشی پایان دهی. اشعیای نبی مینویسد: "روح خداوند يهوه بر من است زيرا خداوند مرا مسح كرده است تا مسكينان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شكسته دلان را التيام بخشم و اسيران را به رستگاری و محبوسان را به آزادی ندا كنم، و تا از سال پسنديدۀ خداوند و از يوم انتقام خدای ما ندا نمايم و جميع ماتميان را تسلی بخشم. تا قرار دهم برای ماتميان صهيون و به ايشان ببخشم تاجی را به عوض خاكستر و روغن شادمانی را به عوض نوحه گری و ردای تسبيح را به جای روح كدورت تا ايشان درختان عدالت و مغروس خداوند به جهت تمجيد وی ناميده شوند" (اشعیا 61: 1-3). به نزد عیسی مسیح بیایید، و اجازه دهید شادی و مفید بودن را به شما برگرداند. "شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تأييد فرما... خداوند لبهايم را بگشا تا زبانم تسبيح تو را اخبار نمايد. زيرا قربانی را دوست نداشتنی والا میدادم. قربانی سوختنی را پسند نكردی. قربانیهای خدا روح شكسته است. خدايا دل شكسته و كوبيده را خوار نخواهی شمُرد" (مزمور 51: 15، 15-17).
آیا خداوند را چون نجات دهنده و شبان خود می پذیرید؟ او افکار و قدمهای روزانه شما را مطابق کلامش هدایت خواهد نمود. "تو را حكمت خواهم آموخت و به راهی كه بايد رفت ارشاد خواهم نمود و تو را به چشم خود كه بر تو است نصيحت خواهم فرمود" (مزمور 32: 8). "و فراوانی نجات و حكمت و معرفت استقامت اوقات تو خواهد شد. و ترس خداوند خزينۀ او خواهد بود" (اشعیا 33: 6). در مسیح باز هم با مشکلاتی مواجه خواهید شد ولی حالا امیدوار خواهید بود. او "دوستی هست كه از برادر چسبنده تر میباشد" (امثال 18: 24). باشد که فیض خداوند عیسی مسیح در لحظات سخت تصمیم گیری با شما باشد.
اگر تمایل دارید که عیسی مسیح را چون نجات دهنده خود بپذیرید: این جملات را در قلب خود به خداوند بگویید: " خدایا من در زندگی به تو محتاجم، مرا بخاطر اعمال و کردارم ببخش، من ایمان خود را بر عیسی مسیح قرار میدهم و باور دارم که او نجات دهنده من است، لطفاً مرا پاک نما ، مرا شفا ده و شادی را به زندگیم باز گردان. بخاطر محبتی که نسبت به من داری و بخاطر مرگ عیسی مسیح بر صلیب که بخاطر من به انجام رسید؛ تو را شکر میکنم".